|
حرکت بسوی خدا... دمساز عشق باش و طریقت انسانیت آموز محرم بیهوش باش و ز درویش بی تعلقی آموز
| ||
|
شما دو انتخاب دارید جری مدیر یک رستوران است. او همیشه در حالت روحی خوبی به سر می برد. هنگامی که شخصی از او می پرسد که چگونه این روحیه را حفظ می کند، معمولا پاسخ می دهد: ”اگر من کمی بهتر از این بودم دوقلو می شدم.“ هنگامی که او محل کارش را تغییر می دهد بسیاری از پیشخدمتهای رستوران نیز کارشان را ترک می کنند تا بتوانند با او از رستورانی به رستوران دیگر همکاری داشته باشند. چرا؟ برای اینکه جری ذاتا یک فرد روحیه دهنده است. اگر کارمندی روز بدی داشته باشد، جری همیشه هست تا به او بگوید که چگونه به جنبه مثبت اوضاع نگاه کند. مشاهده این سبک رفتار واقعا کنجکاوی مرا تحریک کرد، بنابراین یک روز به سراغ او رفتم و پرسیدم: من نمی فهمم! هیچکس نمی تواند همیشه آدم مثبتی باشد. تو چطور اینکار را می کنی؟ جری پاسخ داد، ”هر روز صبح که از خواب بیدار می شوم و به خودم می گویم، امروز دو انتخاب دارم. می توانم در حالت روحی خوبی باشم و یا می توانم حالت روحی بد را برگزینم. من همیشه حالت روحی خوب را انتخاب می کنم هر وقت که اتفاق بدی رخ می دهد، می توانم انتخاب کنم که نقش قربانی را بازی کنم یا انتخاب کنم که از آن رویداد درسی بگیرم. هر وقت که شخصی برای شکایت نزد من می آید، می توانم انتخاب کنم که شکایت او را بپذیرم و یا انتخاب کنم که روی مثبت زندگی را مورد توجه قرار دهم. من همیشه روی مثبت زندگی را انتخاب می کنم. من اعتراض کردم ”اما این کار همیشه به این سادگی نیست“جری گفت ” همینطور است“”کل زندگی انتخاب کردن است. وقتی شما همه موضوعات اضافی و دست و پاگیر را کنار می گذارید، هر موقعیتی، موقعیت انتخاب و تصمیم گیری است. شما می توانید انتخاب کنید که چگونه به موقعیتها واکنش نشان دهید. شما انتخاب می کنید که افراد چطور حالت روحی شما را تحت تاثیر قرار دهند. شما انتخاب می کنید که در حالت روحی خوب یا بدی باشید. این انتخاب شماست که چطور زندگی کنید“چند سال بعد، من آگاه شدم که جری تصادفا کاری انجام داده است که هرگز در صنعت رستوران داری نباید انجام داد او درب پشتی رستورانش را باز گذاشته بود. و بعد ؟؟؟ صبح هنگام، او با سه مرد سارق روبرو شد آنها چه می خواستند؟$$$$$ درحالیکه او داشت گاوصندوق را باز می کرد به علت عصبی شدن دستش لرزید و تعادلش را از دست داد. دزدان وحشت کرده و به او شلیک کردند. خوشبختانه، جری را سریعا پیدا کردند و به بیمارستان رساندند. پس از 18 ساعت جراحی و هفته ها مراقبتهای ویژه جری از بیمارستان ترخیص شد در حالیکه بخشهایی از گلوله ها هنوز در بدنش وجود داشت. من جری را شش ماه پس از آن واقعه دیدم. هنگامی که از او پرسیدم که چطور است، پاسخ داد، ” اگر من اندکی بهتر بودم دوقلو می شدم. می خواهی جای گلوله را ببینی؟“ من از دیدن زخمهای او امتناع کردم، اما از او پرسیدم هنگامی که سرقت اتفاق افتاد در فکرت چه می گذشت. جری پاسخ داد، ”اولین چیزی که از فکرم گذشت این بود که باید درب پشت را می بستم“”بعد، هنگامی که آنها به من شلیک کردند همانطور که روی زمین افتاده بودم، به خاطر آوردم که دو انتخاب دارم: می توانستم انتخاب کنم که زنده بمانم یا بمیرم. من انتخاب کردم که زنده بمانم.“ پرسیدم : ”نترسیده بودی“جری ادامه داد، ” کادر پزشکی عالی بودند. آنها مرتبا به من می گفتند که خوب خواهم شد. اما وقتی که مرا به سوی اتاق اورژانس می بردند و من در چهره دکترها و پرستارها وضعیت را می دیدم، واقعا ترسیده بودم. من از چشمان آنها می خواندم ” این مرد مردنی است.“ ”می دانستم که باید کاری کنم“پرسیدم ”چکار کردی“جری گفت ”خوب، آنجا یک پرستار تنومند بود که با صدای بلند از من می پرسید آیا به چیزی حساسیت دارم یا نه، من پاسخ دادم ”بله“دکترها و پرستاران ناگهان دست از کار کشیدند و منتظر پاسخ من شدند. یک نفس عمیق کشیدم و پاسخ دادم ” گلوله“درحالیکه آنها می خندیدند گفتم: من انتخاب کردم که زنده بمانم. لطفا مرا مثل یک آدم زنده عمل کنید نه مثل مرده ها. به لطف مهارت دکترها و البته به خاطر طرز فکر حیرت انگیزش، جری زنده ماند من از او آموختم که هر روز شما این انتخاب را دارید که از زندگی خود لذت ببرید و یا از آن متنفر باشید. طرز فکر تنها چیزی است که واقعا مال شماست – و هیچکس نمی تواند آنرا کنترل کرده و یا از شما بگیرد. بنابراین، اگر بتوانید از آن محافظت کنید، سایر امور زندگی ساده تر می شوند.
[ جمعه هجدهم شهریور 1390 ] [ 12:27 ] [ بابک ]
یادداشت خدا
من خدا هستم . امروز من همه مشكلاتت را اداره ميكنم لطفا به خاطر داشته باش كه من به كمك تو نياز ندارم اگر در زندگي وضعيتي برايت پيش آيد كه قادر به اداره كردن آن نيستي براي رفع كردن آن تلاش نكن . آنرا در صندوق SFGTD (چیزی برای خدا تا انجام دهد) بگذار. همه چیز انجام خواهد شد ولی در زمان مورد نظر من، نه تو. وقتي كه مطلبي را در صندوق من گذاشتي ، همواره با اضطراب دنبال (پيگيري) نكن . در عوض روي تمام چيزهاي عالي و شگفت انگيزي كه الان در زندگي ات وجود دارد تمركز كن . اگر در يك ترافيك سنگين گير كردي ، نااميد نشو ، توي دنيا مردمي هستند كه رانندگي براي آنها يك امتياز بزرگ است شايد يك روز بد در محل كارت داشته باشي : به مردي فكر كن كه سالهاست بيكار است و شغلي ندارد ممكنه غصه زودگذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوري : به زني فكر كن كه با تنگدستي وحشتناكي روزي دوازده ساعت ، هفت روز هفته را كار ميكند تا فقط شكم فرزندانش را سير كند وقتي ماشينت خراب ميشود و تو مجبوري براي يافتن كمك مايلها پياده بروي : به معلولي فكر كن كه دوست دارد يكبار فرصت راه رفتن داشته باشد . وقتي كه روابط تو رو به تيرگي و بدي ميگذارد و دچار ياس ميشوي : به انساني فكر كن كه هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشيده . ممكنه احساس بيهودگي كني و فكر كني كه اصلا براي چي زندگي ميكني و بپرسي هدف من چيه ؟ شكر گذار باش . در اينجا كساني هستند كه عمرشان آنقدر كوتاه بوده كه فرصت كافي براي زندگي كردن نداشتند . ممكنه خودت را قرباني تندي ، جهل ، پستي يا تزلزلهاي مردم يبيني : به ياد داشته باش ، همه چيز ميتواند بدتر هم باشد . تو هم ميتوانستي يكي از آنها باشي وقتي متوجه موهايت كه تازه خاكستري شده در آينه ميشي : به بيمار سرطاني فكر كن كه آرزو دارد كاش مويي داشت تا به آن رسيدگي كند ممكنه تصميم بگيري اين مطلب رو براي يك دوست بفرستي : متشكرم از شما ، ممكنه در مسير زندگي آنها تاثيري بگذاري كه خودت هرگز نميدانستي !
[ چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 ] [ 23:34 ] [ بابک ]
![]() مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد اگر سفر نكنيماگر مطالعه نكنيم اگر به صداي زندگي گوش فرا ندهيم اگر به خودمان بها ندهيم مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد هنگامي كه عزت نفس را در خود بكشيم هنگامي كه دست ياري ديگران را رد بكنيم مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد اگر بنده ي عادتهاي خويش بشويم و هر روز يك مسير را بپيماييم اگر دچار روزمرگي شويم اگر تغييري در رنگ لباس خويش ندهيم يا با كساني كه نمي شناسيم سر صحبت را باز نكنيم مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد اگر احساسات خود را ابراز نكنيم همان احساسات سركشي كه موجب درخشش چشمان ما مي شود و دل را به تپش در مي آورد مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد اگر تحولي در زندگي خويش ايجاد نكنيم هنگامي كه از حرفه يا عشق خود ناراضي هستيم اگر حاشيه ي امنيت خود را براي آرزويي نامطمئن به خطر نياندازيم اگر به دنبال آرزوهايمان نباشيم اگر به خودمان اجازه ندهيم براي يكبار هم كه شده از نصيحتي عاقلانه بگريزيم بياييد زندگي را امروز آغاز كنيم! بياييد امروز خطر كنيم! همين امروز كاري بكنيم! اجازه ندهيم كه دچار مرگ تدريجي بشويم! شاد بودن را فراموش نكنيم!
[ جمعه بیستم اسفند 1389 ] [ 19:26 ] [ بابک ]
من چرا آمده ام روی زمین؟
در یکی روز عجیب، مثل هر روزِ دگر، خسته و کوفته از کار، شدم منزل خویش. منزلم بی غوغا، همسر و فرزندان، چند روزی است مسافر هستند، توی یک شهر غریب. فرصتی عالی بود، بهرِ یک شکوۀ تاریخی پر درد از او . . . . . . . پس به فریاد بلند، حرف خود گفتم من: با شما هستم من! خالق هستیِ این عالم و آن بالاها . . . .! من چرا آمده ام روی زمین؟ شده ام بازیچه؟ که شما حوصله تان سر نرود؟ بتوانید خدایی بکنید؟ و شما ساخته اید این عالم، با همه وسعت و ابعاد خودش، تا به ما بنمائید، قدرت و هبیت و نیروی عظیم خودتان؟؟؟ هیبتا، ما همگی ترسیدیم! به خداوندیتان، تنمان می لرزد . . .! چون شنیدیم ز هر گوشه کنار، که شما دوزخِ سختی دارید،............ آتشی سوزنده و عذابی ابدی! و شنیدیم اگر ما شب و روز، زِ گناهان و زِ سرپیچی خود توبه کنیم، چشممان خون بارد و بساییم به خاکِ درتان پیشانی، و به ما رحم کنید، و شفاعت باشد و صد البته کمی هم اقبال، حور و پردیس و پری هم دارید.......................... تازه غلمان هم هست، چون تنوع طلبی آزاد است! من خودم می دانم که شما از سر عدل، بخت و اقبال مرا قرعه زدید، همه چیز از بخت است! شده ام من آدم، اشرف مخلوقات، ( راستی حیوانات، هرچه کردند ندارد کیفر؟) داشتم خدمتتان می گفتم، قسمتم این بوده، جنس من مرد شده ! آمدم من دنیا، مرز سال دو هزار. قرعه ام این کشور و همین شهر و دیار، پدرم این بوده، که به من گفت:پسر! مذهبت این باشد! راه و رسم و روشت این باشد! سرنوشتم این بود. جنگ و تحریم و از این دست نِعَم . . . . ! هرچه شد قرعۀ من این آمد! راستی باز سؤالی دارم، بنده را عفو کنید. توی آن قرعه کشی، ناظری حاضر بود؟ من جسارت کردم، آب هم کز سر من بگذشته، پاسخی نیست ولی می گویم: من شنیدم که کسی این می گفت: چشمِ تنها ز خودش بی خبر است. چشم را آینه ای می باید، تا خودش دریابد، تا بفهمد که چه رنگی دارد، تا تواند ز ِخودش لذّت کافی ببرد. عجبا فهمیدم، شده ام آینه ای بهر تماشای شما! به شما بر نخورد . . . . . .! از تماشای قد و قامتتان سیر نگشتید هنوز؟ ظلم و جور ستمِ آینه را می بینید؟ شاید این آینه، معیوب و کج است، خط خطی گشته و پُر گرد و غبار! یا که شاید سر و ته آینه را می نگرید! ور نه در ساحتتان، این همه زشتی و نا زیبایی؟ کمی از عشق بگوییم با هم. عرفا می گویند، که تو چون عاشق من بوده ای از روز ازل، خلق نمودی بنده! عجبا! عشق ما یک طرفه ست؟ به چه کس گویم من؟ می شود دست زِ من برداری؟ بی خیالم بشوی؟ زورکی نیست که عاشق شدنِ ما برهم! من اگر عشق نخواهم چه کنم؟ بنده را آوردی، که شوم عاشق تو؟ که برایت بشوم والِه و حیران وخراب؟ مرحمت فرموده، همۀ عشق و مِی و ساغر خود را تو زِ ما بیرون کش! عذر من را بپذیر! این امانت بده مخلوق دگر! می روم تا کپه ام بگذارم. صبح باید بروم بر سر کار، پی این بدبختی، پی یک لقمۀ نان! به گمانم فردا، جلوۀ عشق تو را می بینم، در نگاه غضب آلود رئیسم که چرا دیر شده . . . . ! خوش به حالت که غمی نیست تو را، نه رئیسی داری، نه خدایی عاشق، نه کسی بالا دست! تو و یک آینۀ بی انصاف! کج و کوله ست و پر از گرد و غبار. وقت آن نیست کمی آینه را پاک کنی؟ خواب سنگین به سراغم آمد. کم کمک خواب مرا پوشانید. نیمه شب شد و صدایی آمد، از دل خلوت شب، از درون خود من. من خدایت هستم، هرچه را می خواهی، عاشقانه به تو تقدیم کنم. تو خودت خواسته ای تا باشی! به همان خندۀ شیرین تو سوگند که تو، هرچه را می بینی، ذهن خلاق خودت خلق نمود. هرچه را خواسته ای آمده است. من فقط ناظر بازی توام. منتظر تا که چه را یا که که را خلق کنی! تو فقط یک لحظه و فقط یک لحظه، زِته دل، زِ درون، خواهشی نا محسوس، نه به فریاد بلند، بلکه از عمق وجود، زِ برای عدم خود بنما، تو همان لحظه دگر نابودی، به همان سادگیِ آمدنت. خواهش بودن تو، علت خلقِ همه عالم شد. تو به اعماق وجودت بنِگر، زِ چه رو آمده ای روی زمین؟ پیِ حس کردن و این تجربه ها . حس این لحظۀ تو، علّت بودن توست! تو فقط لب تر کن، مثل آن روز نخست، هرچه را می خواهی، چه وجود و چه عدم، بهر تو خواهد بود. در همان لحظۀ آن خواستنت. و تو را یاد نباشد که چه با من گفتی؟ دلبرم حرف قشنگت این بود: شهر زائیده شدن این باشد، تا توانم که فلان کار کنم، و در این خانه ره عشق نهان گشته و من می یابم. پدرم آن آقا، خلق و خویش، روشش، میراثش، همه اش راه مرا می سازد. بنده می خواهم از این راه از این شهر به منزل برسم. همه را با وسواس تو خودت آوردی. همه را خلق نمودی همه را. تو از آن روز که خود خواسته پیدا گشتی، من شدم عاشق تو. دست من نیست، تورا می خواهم، به همین شکل و شمایل که خودت ساخته ای، شرّ و بی حوصله و بازیگوش، مثل یک بچۀ پر جوش و خروش، ناسزا گفتن تو باز مرا می خواند، که شوم عاشق تر هرچه معشوق به عاشق بزند حرف درشت، رشتۀ عشق شود محکمتر ....................! دیر بازی ست به من سر نزدی! نگرانت بودم، تا که آمد امشب و مرا باز به آواز قشنگت خواندی! و به آواز بلند، رمز شب را گفتی: " من چرا آمده ام روی زمین؟ " باز هم یادم باش! مبر از یاد مرا همه شب منتظر گرمیِ آغوش توام. عشق بی حد و حساب من و تو بهر تو باد . . . . . . . . . . . ! خواب من خواب نبود! پاسخی بود به بی مهری من، پاسخ یک عاشق . . . . . . . . . . . . . . . به خداوند قسم، من از آن شب، دل خود باخته ام بهر رسیدن به عزیزم به خدا
[ دوشنبه دوم اسفند 1389 ] [ 18:15 ] [ بابک ]
یک ایمیل از طرف خدا... ![]() امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد،از من تشکر کنی. اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی. وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: سلام؛ اما تو خیلی مشغول بودی. یک بار مجبور شدی منتظر بشوی و برای مدت یک ربع کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی. بعد دیدمت که از جا پریدی. خیال کردم می خواهی با من صحبت کنی ؛ اما به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی. تمام روز با صبوری منتظر بودم. با اونهمه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی. متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی ، شاید چون خجالت می کشیدی که با من حرف بزنی ، سرت را به سوی من خم نکردی. تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری. بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی. نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی از روزت را جلوی آن می گذرانی؛ در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری... باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی؛ و باز هم با من صحبت نکردی. موقع خواب...،فکر می کنم خیلی خسته بودی. بعد از آن که به اعضای خونوادت شب به خیر گفتی ، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی . ..... اشکالی ندارد. احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام. من صبورم،بیش از آنچه تو فکرش را می کنی. حتی دلم می خواهد یادت بدهم که تو چطور با دیگران صبور باشی. من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم. منتظر یک سر تکان دادن، دعا، فکر، یا گوشه ای از قلبت که متشکر باشد. خیلی سخت است که یک مکالمه یک طرفه داشته باشی. خوب،من باز هم منتظرت هستم؛ سراسر پر از عشق تو... به امید آنکه شاید امروز کمی هم به من وقت بدهی. آیا وقت داری که این را برای فرد دیگری هم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، می فهمم و هنوز هم دوستت دارم. روز خوبی داشته باشی... دوست و دوستدارت خدا.
[ دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389 ] [ 12:12 ] [ بابک ]
آيا سقفي بالاي سرت هست؟ لباسي براي پوشيدن و ساعتي براي خوابيدن داري؟ آري نامي براي خوانده شدن کتابي براي آموختن و دانشي براي ياد دادن داري؟ آري بدني سالم براي برداشتن سبد يک پيرزن. سقفي براي شاد کردن يک کودک دهاني براي خنديدن و خنداندن داري؟ آري لحظهاي براي حس کردن قلبي براي دوست داشتن و خدايي براي پرستيدن داري؟ آري پس خوشبختي بسيار خوشبخت. [ سه شنبه بیست و دوم دی 1388 ] [ 16:40 ] [ بابک ]
[ یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ] [ 13:24 ] [ بابک ]
الفبای زندگی
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارند ه ها ج: جسارت برای ادامه زیستن چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه ح: حق شناسی برای تزكیه نفس خ: خودداری برای تمرین استقامت د: دور اندیشی برای تحول تاریخ ذ: ذكر گوپی برای اخلاص عمل ر: رضایت مندی برای احساس شعف ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها س: سخاوت برای گشایش كار ها ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج ص: صداقت برای بقای دوستی ض: ضمانت برای پایبندی به عهد ط: طا قت برای تحمل شكست ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها غ: غیرت برای بقای انسانیت ف: فداكاری برای قلب های درد مند ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق گ: گذشت برای پالایش احساس ل: لیاقت برای تحقق امید ها م: محبت برای نگاه معصوم یك كودك ن: نكته بینی برای دیدن نادیده ها و: واقع گرایی برای دستیابی به كنه هستی ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها ی: یك رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترك [ شنبه بیست و دوم فروردین 1388 ] [ 13:1 ] [ بابک ]
مجرد های عاشق بخوانند!
ازدواج ، يکي از موضوعهاي اساسي زندگي هر فرد است و در اين ميان، افرادي که با تدبيري مناسب به اين سنت الهي عمل ميکنند ، شاهد پيامدهاي بسيار مثبتي در زندگي خواهند بود و آرامشي عميق در زندگيشان جاري ميگردد. اما متأسفانه بايد بگوييم که براساس آمار و ارقام رسمي کشورمان در سال1386 ، حدود صدهزار مورد طلاق در جامعهي ما اتفاق افتاده که هر شنوندهاي را بيدرنگ به تأمل در اينخصوص ، واميدارد آیا این افراد قبل از ازدواج فکر ميکردند روزي با دنيايي از اندوه ، ميبايست از هم جدا شوند؟ با بررسي بسيار ساده و گذرا در زندگي بسياري از زوجهاي جوان که بهظاهر روزي عاشق يکديگر بودند و اينک از هم نفرت دارند ، درمييابيم که آنان مفهوم عشق را اشتباه در ذهن و کالبد وجودشان ، تعبير کرده و براساس اين اشتباه ، تصوير رنگي و زيبايي از طرف مقابل در ذهنشان ترسيم و زندگي مشترک خود را بدون هيچ پشتوانهي منطقي و عقلي آغاز نمودهاند. در اين مقاله سعي ميشود برخي از مشکلهاي عشقهاي زودگذر و سطحي بيان شود تا دستکم افرادي که گرفتار چنين عشقهايي شدهاند ، با بررسي اين نکتهها ، نگاه عميقتر و عاقلانهتري به موضوع ازدواج داشته باشند: چهرههاي تکراري: جوانان عزيز تبياني، يادتان باشد که: «چهره و ظاهرِ مورد پسند ، در ازدواج مهم است اما شرط کافي براي يک زندگيِ خوب نيست». سوءظنهاي مکرر: دختر خانمهاي عزيز تبياني ، يادتان باشد که: «مردان خوب و مهربان، دنبال تشکيل خانواده با دختراني هستند که بهراحتي در دسترس نباشند».اما اگر این عدم دسترسی از مقدار طبیعی تجاوز کند برای همیشه برای آن مرد دست نایافتنی خواهد بود لذا آن مرد خوب آن دختر را به خاطر اصلا در دسترس نبودن ول خواهد کرد! چنين زوجهايي که مورد حمايت مادي و معنوي خانواده قرارنميگيرند ، بهطور معمول ، بعد از زمان کوتاهي از زندگي مشترک ، دچار طوفانهاي شديدي در عرصهي زندگي ميشوند و چون تکيهگاه محکمي ندارند ، گاهي بادبانهاي کشتي زندگيشان در اين بحرانها ميشکند و بازسازي اين بادبان شکسته ، شايد بسيار سخت و گاهي هم غيرممکن باشد. جوانان عزيزتبياني ، يادتان باشد که: «خانواده ،مهمترين پشتوانهي يک زوج جوان در عرصهي زندگي خواهد بود. سعي کنيد همواره از حمايت آنان در تصميمها برخوردار باشيد». بهراحتي دل داده و به راحتي دل از دست ميدهند: جوانان عزيز تبياني : بهطور حتم بايد توجه داشته باشند که زندگي مشترک، يک شوخي نيست و طرفين ميبايست با يک بررسي دقيق و مشاورههاي مختلف ، اين مسير را آغاز نمايند و افراد قبل از اينکه گرفتار احساسهاي عاطفي با کسي شوند، معيارها و ويژگيهاي مورد نظرشان را در زندگي ، مشخص و بر آن اساس ، اقدام نمايند تا لحظههاي زيبايي در زندگي برايشان رقم بخورد . با آرزوي خوشبختي براي همهي دخترها و پسرهاي ايراني منبع: مجله شادکامي - با تغيير تبیان
[ جمعه یازدهم بهمن 1387 ] [ 13:35 ] [ بابک ]
نگو عاقبت من چه خواهد شد ٬ بگو من انسانی پاک و دور اندیشم از این رو عاقبت خوبی در انتظار من است نگو من کجا خوشبختی کجا؟ بگو من می دانم که خوشبختی یعنی داشتن احساسی زیبا در پیرامون لحظه ها نگو بد شانس تر از من وجود ندارد ٬ بگو من می توانم برای خود شانس بیافرینم به شرطی که خوش شانسی را باور کنم نگو هر صبح یک مشکل سر راهم سبز می شود ٬ بگو من با عبور از موانع لحظه به لحظه به پیشرفت و کمال می رسم نگو کسی مرا درک نمی کند ٬ بگو من به مرحله ی خود شناسی رسیده ام از این رو دیگران را همان طور که هستند دوست دارم [ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 ] [ 12:35 ] [ بابک ]
مودبانه رها كردن يك تقاضا ، فكر مي تواند بهترين دوست يا بدترين دشمن انسان باشد . هرگز افراد فقیر، ناامید، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید آنچه ضعیف ترین ومحقرترین عنصر وجودی شما به نظر می آید همیشه قبرستانی در قلبت برای خاکسپاری خطای دوستانت بساز. لازم نيست كسی به غير از خودتان باشيد فقط كافی است از كسی كه قبلاً بوده ايد بهتر باشيد. آنچه ميگويی نشانگر دانش توست و دانش تو نتيجه مطالعه. انسان عاشق زيبايی نمی شود بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زيباست. يا به اندازه آرزوهات تلاش كن این رنج و درد نیست که باعث ناراحتی و اندوه ما می شود بلکه فقدان معنا در زندگی باعث ناراحتی ماست او می گوید ، بشر برای یافتن معنا درزندگی یا باید خلاقیت و نو آوری و سازنده گی کند و یا باید در زیبائی های طبیعت غوطه ور شود یعنی به عالم هنر پناه ببرد و اگر به خاطر محرومیت نمی تواند هیچ یک از این دو کار را انجام بدهد می تواند مانند زندانیان با پذیرفتن درد و رنج به زندگی خود معنا بدهد . کسانی که از شما تنفر دارند، زمانی خواهند یافت، که شما نیز ازآنها متنفر شوید. كسی كه به قیمت خشم مردم در پی رضایت خدا باشد، خدا از او راضی می شود و مردم را نیز از او راضی می سازد. از قدرت خود مایه بگذار و بر قدرت دیگران تكیه نكن . هيچ کس به خاطر چيزهايی که مي گيرد احترام نمی يابد، عزت و احترام پاداش چيزهاييست که می بخشد. مهم نیست طول عمر شما چه اندازه باشد در میان تیرگی های زندگی چیزهای شگفت انگیز بسیاری هست بندگی به شرط بهشت آیین گدایان است . فرانسیس بیکن : بدگمانی میان افکار انسان مانند خفاش در میان پرندگان است که همیشه در سپیدهدم یا هنگام غروب که نور و ظلمت بهم آمیخته است بالفشانی میکند دوفون : ارادۀ قویست که به همۀ قوای دیگر حکمرانی می کند . بشرطیکه ما آنرا با قوۀ عقل هموار سازیم وقتي يك در از شادي ها بسته مي شود. در ديگري باز مي شوداما گاهي ما آنقدر به در بسته اول نگاه مي كنيم كه متوجه باز شدن در دوم كه براي ما باز شده است نمي شويم برای ان کس که مثبت می اندیشد داروی تمام دردها نيكی است. بشرط آنكه ندانند كه شما نيكيد. وگرنه نخواهند گذاشت نيك بمانيد. در نگاه کساني پرواز کن که براي ديده شدن مجبور به فرود نباشي . هرگز قدرت گفته یا عمل آدم بدبین، به مشکلاتی که نصیبش شده میاندیشد، آدم خوشبین در جستجوی سعادتی است که در هر مشکل نهفته است هرگاه احساس كرديد جزئى از اكثريت هستيد؛ زمان احيا و اصلاح فرارسيده است. آهنگ صدا هر چه ملایم و مطبوع باشد حوادث انسان هاي بزرگ را متعالي و آدم هاي کوچک را متلاشي مي کند. سکوت، جوابی غير قابل تحمل است. هر كس آنقدر كه خود ميخواهد خوشبخت است [ جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 ] [ 1:6 ] [ بابک ]
تو ثروتمند نيستی مگر آنکه ٬ چيزی داشته باشی که با پول نتوان خريد. اين يک اصل غيرقابل ترديد است : کسانی که دائما از شرافت حرف می زنند از آن بويی نبرده اند. آموخته ام ... که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما را دارد فقط یک راه برای دست یابی به ارامش ذهن وجود دارد اساس یک جسم سالم ذهنی شاد است. دنیا هیچ نقصی ندارد وقتي به صفت بد فردي فكر مي كني براي يك لحظه يك صفت خوب او را به ياد آور . هنگامي كه به ياد اشتباهات گذشته افتاديد ، به جاي غصه خوردن به خودتان بگوييد كه سکوت تنها زبان دل آدمی است.گاهی که این سکوت بدلیل کم صبری می شکند،دست ساکت می شود و مسکوت آرزو می کند که ای کاش ساکت می ماند.که سکوت بسیاری از محتویات دل را مخفی می کند زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرشی دارد اندازهی عشق خدا تنها معشوقی است كه عاشقانی دارد كه هیچ یك از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچ گاه یكی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد. حماقت هر شخص را از عکس العمل او در مقابل تملق گويی ديگران ميتوان فهميد. هميشه به ياد داشته باشيد که کمرنگ ترين مرکب ها از قويترين ذهن ها قويترند. بخوان نه برای اينکه معارضه کنی، و نه برای اينکه آرامش گلی ست که در خاک رندگی عاری از خودخواهی می روید امید ثروت شما در زندگی معنوی ست علت رنج دو نفر می توانند با هم به یک نقطه نگاه كنند ولی آنرا متفاوت ببنند. دوستان خوب و واقعی ، جواهرات گرانبهايی هستند كه به دست آوردن شان سخت و نگه داشتن شان سخت تر است . اگر برای انجام کاری نظر عقل و دلت تضاد داشت امروز چه كرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم. [ جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 ] [ 0:51 ] [ بابک ]
چند راز دوستی راز دوستی در تفاوت قائل شدن میان دوستان است . صداقت را به چاپلوسی و صمیمیت را به لبخندهای تصنعی ترجیح بده. راز دوستی در این است که با موهبت دوستی عشق به خداوند را در خودت ایجاد کنی. [ سه شنبه هفتم خرداد 1387 ] [ 12:5 ] [ بابک ]
مرغ همسایه غاز نیست! ممکن است این فکر که دیگران در شرایط بهتری از شما قرار دارند، خوش بخت تر و خوش شانس ترند، از نعمت های بیشتری برخوردارند و در زندگی شان هیچ مشکلی ندارند، مدت ها ذهن شما را به خود مشغول کرده باشد. این نوع طرز فکر سبب می شود که دائما بخواهید خود را با دیگران مقایسه کنید. اما چیز دیگری است. اشکال کار در شیوه ی تفکر شماست. فیلتر ذهنی روشی است که شما با استفاده از آن سعی می کنید برخی اطلاعات را نادیده بگیرید و برخی دیگر را پر رنگ کنید. این کار به تحریف اطلاعات منجر می شود و سبب می گردد که نتوانید واقعیتها را آنگونه که هست ببینید. برای مقابله با تحریف شناختی به کارگیری تکنیک های زیر می تواند مفید باشد: تفکر همه یا هیچ را کنار بگذارید هیچ چیز سیاه و سفید و مطلقی وجد ندارد، همه چیز نسبی است. بنابراین نمی توان انسانها را صرفا در دو طبقه ی سیاه و سفید یا بد بخت و خوش بخت جای داد.به یاد داشته باشید که قانون خوش بختی نسبی است و هیچ کس صد در صد خوش بخت یا بد بخت نیست. بسیاری از افرادی که شما در ظاهر آنها را در طبقه ی بد بخت قرار می دهید، ممکن است واقعا بد بخت نباشند، بلکه از نعمت هایی در زندگیشان بهره مند باشند که شما از آنها بی خبرید. از طرفی بسیاری از افرادی که در ظاهر بسیار خوش بخت به نظر می رسند نیز ممکن است در زندگیشان با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند و دلیلی نمی بینند در مورد آن با شما یا دیگران حرف بزنند.بنابراین لازم است در دسته بندی انسانها به جای استفاده از دو طبقه ی سیاه و سفید، افراد را بصورت طیف دسته بندی نمایید. خود را با دیگران مقایسه نکنید مقایسه کردن خود با دیگری غیر منطقی است، زیرا شما بی تردید از نظر تاریخچه ی زندگی و موقعیت فعلی با دیگری در یک سطح نیستید.بنابراین چنین مقایسه ای غیر منصفانه است و شما را به نتایج نادرستی می رساند و به اعتماد به نفس شما لطمه خواهد زد.به جای این کار، امروز خود با دیروزتان مقایسه کنید. بر اساس ظاهر دیگران درباره ی آنان قضاوت نکنید قضاوت در باره ی دیگران بر اساس ظاهر داوری درستی نیست و نمی توان صرفا با قضاوت درباره ی ظاهر افراد به نتایجی راجع به شخصیت و رفتار آنان رسید.برای مثال عده ای ممکن است با دیدن امکانات مادی ظاهری یک فرد به این نتیجه برسند که او خوش بخت است، در حالی که خوش بختی احساس رضایت درونی است و ربطی به امکانات بیرونی ندارد. از طرفی افرادی هم هستند که علیرغم مشکلات فراوان سعی می کنند ظاهر خود را حفظ کنند. این دسته افراد کسانی هستند که به اصطلاح ظاهر خود را با سیلی سرخ نگه می دارند و مایل نیستند سفره ی دل خود را پیش هر کسی باز کنند و دیگران را در مشکلات خود سهیم کنند. افرادی هم هستند که در ظاهر خود را خیلی خوب و کامل و بدون نقص نشان می دهند اما ممکن است واقعا اینگونه نباشند و در دراز مدت متوجه شوید که بسیار خود خواه، دیگر آزار و پرخاشگرند.بنابراین، برای قضاوت در مورد افراد نباید عجله کرد، بلکه باید افراد را در موقعیت های مختلف و برای مدت زمان طولانی مورد مشاهده قرار داد تا به جمع بندی درستی در باره ی آنان رسید. با گذشته ی خود رقابت کنید برای سنجش پیشرفت خود نیازی نیست که به دیگران نگاهی بیندازید تا متوجه جایگاه خود شوید بلکه اگر نگاهی به گذشته ی خود بیندازید و ببینید مسیر زندگی را در این سالها چگونه طی کرده اید؟ قبلا کجا بودید و در حال حاضر در کجا قرار دارید؟ بدون شک متوجه خواهید شد که آیا از فرصت های زندگی استفاده کردید و رشد کردید یا فرصت ها را از دست دادید و در جا زدید. با احساس حسادت نسبت به دیگران مقابله کنید اگر نسبت به کسی حسادت می ورزید،از خودتان بپرسید چه چیزی سبب می شود که نتوانم نقاط قوت دیگران را ببینم؟ چه ضعفی در من است که مرا از دیدن نقاط قوت و ضعف دیگران باز می دارد؟ اگر کسی نسبت به من احساس حسادت داشته باشد، در مورد او چه فکری می کنم و چه احساس و رفتاری خواهم داشت؟ به این تکنیک همدلی می گویند، یعنی اینکه بتوانید خود را در جای طرف مقابل قرار بدهید و مسئله را از دیدگاه او ببینید. مطمئنا شما هم از اینکه مورد حسادت قرار بگیرید خوشحال نمی شوید و این را حق مسلم خود می دانید که از مواهب و نعمت هایی برخوردار باشید. بنابراین هرگاه نسبت به کسی احساس حسادت داشتید به خودتان بگویید، او در جایی است که باید باشد حتما شایستگی آن را داشته است و مطمئنا برای رسیدن به این جایگاه و موقعیت تلاش زیادی کرده است. به مواهبی که خداوند به شما داده است فکر کنید فکر کردن در باره ی نعمت های خدادادی و مواهبی که در زندگی در اختیار شما گذاشته است می تواند دیدگاه شما را نسبت به خودتان و دیگران تغییر دهد به این ترتیب، احساس خواهید کرد که آنقدر هم که فکر می کنید در وضع بدی قرار ندارید و فرد نسبتا خوش بختی هستید.برای تاثیر بیشتر می توانید فهرستی از مواهب زندگی را در کاغذی بنویسید و همیشه با خودتان به همراه داشته باشید و در مواقع لازم به آن نگاه بیندازید. [ جمعه سوم خرداد 1387 ] [ 1:11 ] [ بابک ]
چنان باش که به همه بتواني بگویي چون من باش کانت اشتباه را محکوم کن نه آنکه اشتباه از او سر زده شکسپیر خردمند به کار خويش تکيه ميکند و نادان به آرزوي خويش حضرت علي (ع) آنچه را که بد می فهميم نمی توانيم خوب بيان کينم. در دنيای واقعی بقای رابطه فقط در يک صورت امکان پذير است: بکوشيد که نسبت به طرف مقابل بخشنده و دهنده باشيد، نه اينکه بخواهيد چيزی به دست آوريد. زندگی را همچون شگفتی تلقی کن و زندگی کن, نه توجیه. هدفت بهتر انجام دادن کارها باشد نه بزرگ تر انجام دادن آن ها. گوش کردن را یاد بگیر . فرصت ها گاهی با صدای بسیار آهسته در می زنند. زندگي فرصت بس کوتاهيست...تا بدانيم که مرگ... آخرين نقطه پرواز پرستو ها نيست... سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گلها هدیه می بخشد به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت خوب دیدن خوب بودن خوب ماندن را اعتماد به نفس در این است که بدانی تو در تمام دنیا منحصر به فرد هستی. از خطاهای دیگران شاد مشو زیرا تو خودنیز همواره در معرض خطائی بهار می آید امازمستان هم زیباست! تجربه تنها معلمی است که ابتدا امتحان می گیرد و سپس درس می دهد! برای آنکه به طريق خود ايمان داشته باشيم لازم نيست ثابت کنيم که طريق ديگران نادرست است ! هر گاه عاشق شديد مگوييد خداوند در قلب ماست ، بلکه بهتر است بگوييد: ما در قلب خداييم. افکار بزرگ در سر بپروران اما از شادیهای کوچک لذت ببر. از زمان یا کلمات با بی توجهی استفاده نکن. هیچ کدام قابل بازگشت نیستند. خود را به بهسازی دائم متعهد کن. ما اغلب از فرداها قرض می گیریم تا وام خویش را به دیروز ها بپردازیم. شجاعت زمانی تحقق پیدا می کند که تو از مرز شناخته ها و امور مانوس می گذری. نگاه ما به زندگی و کردار ما تعیین کننده ی حوادثی است که بر ما می گذرد. اسرار شخص ، مانند زندانیانی است که چون رها شوند تسلط بر آنها غیر ممکن است زندگی کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد وقلبها گرامی ترازآن هستندکه بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم! دوستان عبارت از خانواده ای هستند که انسان اعضای آن را به اختیار خود انتخاب کرده است . آسيبی كه يك جامعه از چاپلوسی افراد می بيند به مراتب بيشتر ، عميقتر و زيانبارتر ازحمله بزرگترين ارتش جهان است. غمگین نباش, هر چیزی که از دست بدهی, به شکل دیگری به سویت باز میگردد. چیزهائی که الان به اثبات رسیده اند, روزی فقط تصور شده اند. هر كس كه ديگران را بشناسد عاقل و هر كه خود را بشناسد عارف است . فقط يك گوشه از جهان وجود دارد كه شما مي توانيد در آنجا از پيشرفت خود مطمئن باشيد و آنجا خود شما هستيد. ما سه چهارم از اصالت وجودي خود را به قيمت شبيه شدن به ديگران از دست مي دهيم . کلمات حقیقتا, قدرتمندترین داروئی هستند که توسط انسان استفاده میشوند. سه راه برای رسیدن به معرفت وجود دارد. اولی تفکر است که بهترین راه است. دومی تقلید است که آسانترین است و سومی تجربه که تلخ ترین است. راز دلت را به چشمانت هم نگو چون می گریند و راز نگه نمی دارند. معاش هر کس بسته به میزان حرکت اوست. هرچه حرکت بیشتر برکت بیشتر... کسی که ارزش حیات را نمی داند لیاقت داشتن آن را ندارد . آنچه وحشتناک است ارتفاع نیست، افتادن از ارتفاع است. بی شرمی مرد را زشت میکند... حسد زندان روح است... فرقی نمی کند گودال آبی باشی یا دریایی بیکران... می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند بهتر است مدتی هیچ چیز یا هیچ کسی نباشی . اگر همچنان کارهایی را که قبلاً خوب انجام می دادی انجام بدهی ، چیزی یاد نخواهی گرفت … خدايا بگذار هركجا تنفراست بذرعشق بكارم هركجا آزادگي هست ببخشايم وهركجا غم هست شادي نثار كنم الهي توفيقم ده كه بيش ازطلب همدلي همدلي كنم بيش از آنكه دوستم بدارند دوست بدارم زيرا در عطا كردن است كه ستوده مي شويم و در بخشيدن است كه بخشيده مي شويم . ما بعضي از درسهاي زندگي خود را در آرامش مي آموزيم و قطاري كه از ريل خارج شده ، ممكن است آزاد باشد گاهي هيچ شخصي را صاحب عقل و راي زرين نمي دانيم عمل يك انسان تحت تاثير انگيزه هايی در ارتباط با منافع او صورت می گيرد ؛ بنابراين با تغيير انگيزه ( كه عاملی است متغير ) عمل انسان را می توان تحت كنترل در آورد. هر چقدر ساکت تر باشی, بیشتر می توانی بشنوی. آموخته ام ... كه همیشه برای كسی كه به هیچ عنوان قادر به كمك كردنش نیستم دعا كنم. امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم. پیچ جاده، آخر راه نیست مگر اینکه تو نپیچی! اگر آموختی که چگونه یک بعدازظهر کاملا بی استفاده را به یاد داشته باشیم که ؛ همه ما می رویم و تنها خداست که می ماند. یادگیری مستمر حداقل شرط لازم برای موفقیت در هر زمینه ای است. عاشقان را گذرزمان معنا ندارد . کسی که به من اعتماد می کند از کسی که مرا دوست دارد گامی فراتر نهاده است. در پشت هیچ در بسته ای ننشینید تا روزی باز شود برای شب پیری در روز جوانی چراغی باید تهیه کرد . مانند آسمان بخشنده ومانند زمین افتاده باش ، رمز زندگی همین است... انسان مولود شرایط نیست شرایط مخلوق انسان است آن زندگی که به امید فردا بگذرد همیشه یک روز عقب مانده است. دانش از راه جهل به دست می آید پس ما بایستی از آنچه نمی دانیم استقبال کنیم. کار و کوشش ما را از سه عیب دور میدارد: افسردگی، دزدی و نیازمندی. هیچ میدانی فرصتی که از آن بهره نمیگیری، آرزوی دیگران است؟ در عالم دو چيز از همه زيباتر است : آسماني پرستاره و وجداني آسوده .كانت در نگاه كساني كه معني پرواز را نمي فهمند هر چه اوج بگيري كوچكتر ميشي به خاطر یک شکست شانه خالی نکنید چون این امتحان الهی ست وقتی میتوانی زندگی را انطور که دوست داری پیش ببری چرا به بایدها خدایا ! از این که می بینم بزرگی چون تو خداوند هميشه سه پيام براي تو دارد : هر روز وقتي زندگي را از سر خط مي نويسيم ، در قلك ذهن خود چيزي بيندوزيد ، بازمان قرارداد مسالمت امیزی بسته ام نه او از من فرار میکند و نه من اورا دنبال میکنم . همواره تقوی را به كودكان خودتوصیه كنید تنها تقوی عامل خوشبختی است نه پول. به جای اینكه به باغ دیگران سرك بكشید و ذهن خود را به كار ایشان متمركز كنید رویا بینی هنر برجسته انسانهای همیشه موفق تاریخ بوده است یک کلمه محبت آمیز می تواند تمام فصل زمستان انسان را گرم کند. هركجا كه عشق بزرگى وجود دارد، معجزات بزرگى اتفاق مىافتد. بين آنچه هستيم و آنچه بايد باشيم، نقطه ضعفهای ما نشسته است. بزرگی گفته است: مرا به دنیا کاری نیست ؛ زیرا اگر من بمانم ، او با من نمیماند و اگر او بماند ، من با او نمانم چنگ زدن به غیر ممکن، سرچشمه ی بیشتر دردهای ماست عشق در ذات انسان است نمی توان آنرا انکار کرد.انسان همواره عاشق است. بهترین عادت در زندگی. عادت مشخص كردن اولویت های زندگی می باشد. اگر ما به جای فكر كردن در مورد چیزهایی كه نداریم، برای آن چیزهایی كه داریم شكرگزار باشیم و مطمئن باشیم كه در آینده چیزهایی كه نیاز داریم نیز به دست خواهیم آورد، این طرز فكر به ما كمك می كند كه به طور عادلانه بر روی موضوع فراوانی، به جای موضوع فقدان تمركز كنیم. بردباری و وقار ؛ دو همزادند که مولود همت بلندند. دوچیز را فراموش کن ؛کسی به تو بدی کرد و تو به کسی خوبی کردی. همانی خواهيم شد كه پيوسته ، آگاهانه و مداوماً ميانديشيم . شنونده بايد بيش از گوينده زيرك و باهوش باشد. بر دوستی دوستان اعتماد نیست چه رسد به تملق دشمنان. چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، ذغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است مرگ چیزی را دگرگون نمی کند،مگر نقابهای پوشاننده ی چهره ما را عشق اصل همه چیز دلیل همه چیز وخاتمه همه چیز است. هر رفتاری از ديگران كه موجب آزار ما می شود موجب شناخت بيشتر خودمان خواهد شد. شعله هاى بزرگ ناشى از جرقه هاى كوچك است. یک دروغ ممکن است دنیا را دور بزند و به سر جای اولش برگردد؛ مردم اغلب تنهایند زیرا به جای پل دیوار می سازند. هنگامیكه دوستی به مشكلی بر خورده است شرط لازم و کافی برای پايداری دوستی، رعايت فاصلهی مطمئنه است. در پایان، آن چیزی از آموختهها به یادمان می ماند، که عملاً آنها را به کار بسته باشيم. هر گره بر ابرو، صدگره به كارمان مى زند. خیلی ها باهم می خندند اما کم هستند کسانیکه با هم میگریند. بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند. اینکه چقدر زمان داری مهم نیست ، چگونه می گذرانی مهم است. انسان نمی تواند به همه نیکی کند ولی میتواند نیکی را به همه نشان دهد. بدی را با عدالت پاسخ دهید و مهربانی را بامهربانی. [ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ] [ 13:52 ] [ بابک ]
هویت یابی همه ی ما نیاز داریم تصویر روشنی از خود داشته باشیم، بدانیم چه کسی هستیم و می خواهیم چه کاری انجام دهیم. آنچه هر فرد در زندگی به شدت به آن نیازمند است،داشتن تصویری روشن از هویت خود است. افرادی که به این شرایط دست یافته اند، درانجام وظایف خود ثبات و استواری بیشتری نشان می دهند. هویت به مفهومی درونی و ذهنی که فرد از خود به عنوان یک شخص دارد و در واقع خود اساسی و مستمر اوست ، اطلاق میشود.احساس هویت، هماهنگی ادراک فرد از خویشتن با ادراک دیگران با ادراک دیگران از اوست.هویت به گذشته وابسته، وتعیین کننده ی آینده است؛ زرا در کودکی ریشه دارد و پایه و مبنایی است که وظایف زندگی آینده از طریق آن به ظهور می رسد.هویت یک ساختار روانی-اجتماعی است و باعث تمایز فرد از دیگران می شود. به عبارتی تشکیل هویت فرایندی است مستمر که در آن بین خود و دیگران، مرزهایی ساخته میشود، از بین میرود و اصلاح می گردد.تشکیل هویت در نوجوانی آغاز نمی شود و در نوجوانی هم خاتمه نمی یابد. به اعتقاد اریکسون هویت نهایی از همان دوران اولیه کودکی با ایجاد احساس اعتماد یا عدم اعتماد نسبت به افراد و جهان پیرمون کودک شکل می گیرد.هر چند رشد هویت فرایندی است که در طول عمر ادمه دارد ولی جستجو برای بدست آوردن آن، به خصوص در دوران نوجوانی بیشتر مطرح می شود. در توضیح هویت، دو مفهوم اساسی ذکر می شودکه عبارت است از بحران وتعهد. بحران به زمانی اشاره دارد که فرد در هنگام عبور از آن به طور فعال در گیر انتخاب متناوبی بین فعالیت ها و اعتقاد هایش است. به طور کلی شرایطی را که فرد در حال جستجوی تمام گزینه ها و سپس انتخاب و اولویت بندی می باشد، بحران می نامند. با توجه به پیچیده تر شدن جوامع و افزایش گزینه های متنوع شغلی برای انتخاب از یک سو و اولویت بندی ارزشها و معیارها،در نظر گرفتن توانمندی، شرایط و امکانات برای دستیابی به اهداف مورد نظر از سوی دیگر، بخش زیادی از فکر و انرژی جوانان به سپری کردن بحران اختصاص می یابد. ادامه مطلب [ جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ] [ 1:46 ] [ بابک ]
عشق کلید شهر قلب است... مرا با برکه ام بگذار ... از کسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس را مثل اون دوست نداشته باشي خيلی سخته توی پاييز با غریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد يه جوری ازش جدا شی.... آدم پول دوست راه های احساسش ، کم رفت و آمد است. آینده جوانان را از روی خواسته ها ، و گفتار ساده اشان ، می توان پی برد ، تنها خواسته و آرزوی آنها گواه آینده است گاهي دروغ ، دنیا گهواره ای است که تا بزرگتر از آن نشوی ، از آن خارج نمی شوی . هیچ گاه عشق به آدمیان را همیشگی مپندار ، از روزی که دل می بندی این نیرو را نیز در خویش بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی ... و اگر خُرد شدی باز هم نامید مشو چون آرام جان دیگری در راه است .اُرد بزرگ همسايه تان را دوست بداريد ، چقدر روح محتاج لحضه هایی است که در آن هیچکس نباشد.... انسان وجودیست که می داند که چیست ؟ و برای چه ؟ و می تواند به یاری آزادی و عدالت و به هدایت عشق خودآگاهی خدایی خویش را بپرورد. دکتر شریعتی هر موجودی در طبیعت «آنچنان است که باید باشد» و تنها انسان است که هرگز آنچنان که باید باشد . نیست . آدمی هر چه «روح» می گیرد و هرچه از آنکه «هست» فاصله می یابد از آنکه «باید باشد» نیز دورتر می شود !
در مادیات هیچ گونه امنیت حقیقی وجود ندارد در صورتی که الگوی ذهن خود را تغییر دهیم غنی ترین گنج هر کس قلم و رنگ در اختیار شماست,بهشت را نقاشی کنید و بعد ... وارد شوید. بکوش آنچه را علاجی نيست ... با مدارا درمان کنی! ديگران را همان گونه كه هستند بپذيريد حتي اگر برايتان مشگل باشد.عقايد.رفتارها و نظرات آنها را درك كنيد... ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی , در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مائی .... زندگی آب راهايی است به نام وفا... ميريزد به جويی به نام صفا... ميرود به رودی به نام عشق... ميرسد به دريايی به نام وداع .... آنکه میخواهد روزی پريدن آموزد، نخست میبايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمیکنند .. هر روز خويش را محاکمه کن و نيک بينديش که چه ديدهاي ، چه شنيده و چه کردهاي؟ بدان که اگر دو روزت يکسان باشد، رود مانده را ماني که رود مانده مرداب است و مرداب مرگ آب. حضرت علي (ع( مارکوس گداویر : سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم. کولتون : بیشتر بدبختی های ما قابل تحمل تر از تفسیرهایی است که دوستانمان دربارۀ آنها می کنند . وقتی که ایمان داشته باشید این گونه می اندیشم که هرگز فاصله ها نمی توانند حریف خاطره ها شوند هر بامداد آهويي از خواب برميخيزد و ميداند که بايد از تندترين شيرها تندتر بدود وگرنه کشته خواهد شد؛هر بامداد شيری از خواب برميخيزد و ميداند که بايد از تندترين آهوها تندتر بدود وگرنه از گرسنگی ميميرد ؛فرقی نميکند اهو يا شير هر بامداد آمده ي دويدن باش ....... در درون جسارت، نبوغ و قدرت سحر آمیزی نهفته است. بدترين نوع تنهايی آن است كه انسان از داشتن يك دوست صميمی محروم باشد. كسی متوجهی اين نيست كه بعضی افراد نيروی بسيار زيادی را صرفاْ برای معمولی بودن صرف میكنند ماهيت انسانها يكسان است ليكن ، آموزش موجبات تفاوت آنها را فراهم می آورد . در هر اندیشه ,در هر کلام و عمل اگر منتظر فرصت مناسب شوید خوش گذرانی میسر است بد خواه اندوهش از همه بیشتر است . عشق به معنای یافتن انسانی بی نقص نیست٬ بلکه بی نقص دیدن انسانی ناقص است هنر آموختن گوش کردن است . گادامر برای نادان پیرایه ای سزاورتر و زیباتر از خاموشی نیست . بزرگمهر دل کیهان را که بگشاییم این سخن را خواهیم شنید بهترین آرایش صورت لبخند است. . مردم اغلب تنهایند زیرا به جای پل دیوار می سازند. چقدر روح، محتاج فرصت هايی است كه در آن هيچكس نباشد...هيچكس...! عقل دروجودما قدرت حيرت آوری دارد پس بهتراست که فکررا حاکم وجودخودقرار دهيم. دشمنی هيچکس رادر دل راه نده، اين کار توراهميشه غمگين نگه می دارد . امام حسین (ع) كاري كه فقط منفعت شخصي در آن منظور شده باشد شرفتمندانه نيست. تولستوي كليد همه كارها صبر است آرنولد گلاسو شعف حاصل از انتقام بيش از دقيقه اي نپايد آدم های بزرگ زاده نمی شوند ٬ ساخته می شوند محبت مثل سکه میمونه اگه بیفته توقلک دیگه نمی شه درش آورد. اگه بخوای درش بیاری باید اونو بشکنی کسانی که به فکرمون هستن رو به گریه می اندازیم. ما گریه می کنیم برای کسانی که به فکرمون نیستن. و ما به فکر کسانی هستیم که هیچوقت برامون گریه نمی کنند. این حقیقت زندگیه! عجیبه ولی حقیقت داره. اگه این رو بفهمی، هیچوقت برای تغییر دیر نیست... کلاس ادبيات معلم گفت: فعل رفتن را صرف کن: رفتم ..رفتي.. رفت ساکت ميشوم ميخندم ولی خنده ام تلخ ميشود استاد داد ميزند خوب بعد ادامه بده و من ميگويم: رفت... رفت... رفت رفت و دلم را شکست آشفتگی من از این نیست که تو به من دروغ گفته ای، ميزان موفقيت خود را با آرامش، سلامتی و عشق موجود در زندگيت بسنج. وای از آن روزی که انسانی اراده کند، گويی خدايی اراده کرده است و فرمان داده است. بهترین دوست انسان، انسان است نه کتاب زمان آدمها را دگرگون ميكند وقتی رویا ها آدم را خداوندگار زمان و مکان می کنند دوست داشتن یک نفر، یعنی دیدن او به همان صورتی که خدا خواسته است. اعتبار حقيقی آنست كه پس از مرگ نيز همچنان پابرجا بماند. شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنيم اما آنها جدي جدي مي ميرند. هرگاه با دیگرانید، خود را خط بزنید و هر گاه با خدایید، دیگران را! اگر به آنچه میخواستی نرسیدی، از آنچه هستی نگران مباش. حضرت علی(ع( بین آنچه هستیم و آنچه باید باشیم ، نقطه ضعف های ما نشسته است . اولین قانون پرواز ، دل کندن از وضع موجود است . واقعیت های زندگی گاه به دست خود ما بوجود می آید وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است . نيايش اگر به صورت تهاجمی و مصرانه و مستمر انجام گيرد به اجابت می رسد.. تواضع بی جا آخرين حد تكبر است. گرامی ترين و زيبا ترين ها در جهان نه ديده می شوند و نه حتی لمس می شوند آنها را تنها بايد در دل حس كرد. كشتی در بندر در نهایت امنیت است ولی كشتی برای بندر ساخته نشده است. انتظار نداشته باش همیشه آنچه در اطرافت اتفاق می افتد مطابق میل و خواسته ات باشد. اجازه نده اتفاقات نا خوشایند روحیه ات را خراب کند. در مقابل خواسته ها و گفتار دیگران انعطاف پذیر باش و نخواه که حرف حرف خودت باشد. در تنی نحیف میتواند اندیشههای بزرگ مسکن گیرد. دو چیز را همیشه فراموش کن:
شايد زندگی آن جشنی نباشد که آرزويش را داشتی اما حال که به آن دعوت شده ای تا می توانی زيبا برقص! لحظه ها را درياب چشم فردا كور است هرگز اجازه ندهيد فردي از طريق متنفر ساختن شما از خود ، همواره به ياد داشته باشيد كه زيبايي حقيقي از درون هر چيز نشات مي گيرد ... همواره پس از شنيدن همه حرفها ؛ از روی رفتار افراد می توان دانست چه کسی خوش قلب هیچ پنهان کاری را ندیدم که عاقبت به دست خداوند رسوا نگردید. قدر ثانيه های زندگيت را بدان انسانيت فردی را حفظ كن تا تمدن اجتماعی پايدار بماند. اگر خودمان احترام خود را به كسی ندهیم ، احدی نمی تواند آن را از ما بگیرد . یا چنان نمای که هستی ، یا چنان باش که می نمایی اگر دوست تو مرتکب خطایی شد از دوستی با او صرفنظر مکن زیرا که انسان از سلامتی خود مواظبت می کنیم ، برای روز مبادا پول ذخیره می کنیم ، سقف خانه را تعمیر می کنیم هرگاه به اشتباه خویش پی بردی، بی درنگ گامهایی برای اصلاح آن بردار. به یاد داشته باش : برطبق اعتقادات خود زندگي کن .خودت و ديگران را ببخش .سعي کن حداقل يک بار هم که شده روش خود را تغيير دهي
دشمنی یکپارچه، بهتر از دوستی سرسری است. هميشه روزهايی هست که ...انسان کسانی را که دوست ميداشته است بيگانه می يابد. داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است، ولی نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است . چنان زندگی کن که کسانی که تو را می شناسند، اما خدا را نمی شناسند یاد گرفته ام از خدا تشکر کنم که دعاهایم را با " نه " و " حالا نه " پاسخ می دهد. كسى كه راه ورود به كارى را نشناسد ، راه برون شدن از آن ، درماندهاش مىكند از دست دادن امیدی پوچ و آرزویی محال، خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است. «آن کس که مال مرا بدزدد، چیز بی ارزشی را ربوده است، اما آنکس که نام نیک مرا برباید، جزیی از وجود مرا می برد که او را غنی نمی کند اما در واقع مرا حقیر می سازد.» «اگر در این جهان از دست و زبان مردم در آسایش باشیم، برگ درختان، غرش آبشار و زمزمه جویبار هریک به زبانی دیگر با ما سخن خواهند گفت.» هيچ چيز همچون اراده به پرواز، پريدن را آسان نمی کند. به اميد بازگرديم، قبل از آنکه نا اميدی نابودمان کند. ذهن خود را به آنچه ميخواهيد معطوف کنيد نه آنچه را نميخواهيد. در عجبم از آن کسی که طلب بخشش از بالادستی خود دارد خداوند متعال صبر و استقامت را کمکی برای استحقاق دریافت پاداش مقرر کرد. آن که آرزوی سروری دارد باید هنر بسیار داشته باشد. گاهی برخی از برکات خداوند با شکستن تمام شيشه ها وارد می شوند. کسی که در بهار چيزی نکارد در پاييز چيزی درو نخواهد کرد . زيبائی در نگاه توست نه در آنچه بدان می نگری. پذیرش آنچه اتفاق افتاده است، نخستین گام در غلبه بر پیامدهای هر بدشانسی است. هنر «عاقل بودن» عبارت است از هنر آگاهی از این که از چه چیزهایی چشمپوشی کنید. کسیکه حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند، لیاقت آزادی را ندارد اگر نمی توانی بالا روی، سيب باش كه افتادنت انديشه ای را بالا برد. گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند، بر آن ها که می هراسند بسیار تند، بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی،و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است. اما، برآن ها که عشق می ورزند، زمان راآغاز و پایانی نیست.“ دوستان جدید پیدا کنید اما دوستان قدیمی را هم حفظ کنید، اینها نقره و آنها طلا هستند. هر يک از ما خود نويسنده سرگذشتمان هستيم، نبايد هيچ كس را سرزنش كنيم. در نبرد بين روزهای سخت و انسان های سرسخت اين انسان های سرسخت هستند كه می مانند نه روزهای سخت. آنچه هستید شما را بهتر از آنچه میگویید معرفی میکند. يک ضرر کوچک ميترساند، يک ضرر بزرگ، متواضع ميکند. آدمی هر چه آرامتر شود، كاميابی، نفوذ، اقتدار و نيكخواهی اش عظيم تر خواهد شد. به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرتت بنگرد. به دلي دل بسپار که جاي خالي براي تو داشته باشه و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن آموخته باشد . وقتی صدای خرد شدنت زیر پای عابران ،نوایی دل انگیز است چه فرق میکند که تو برگ سبز کدامین درخت بوده ای؟.... من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند برای رسیدن به اقیانوس رویا باید شهامت دور شدن از ساحل را داشته باشی. کسی که بکوشد ولی درکار خود موفق نشود،بهتر از کسی است که بدون کوشش رستگار شود. نوشته خوب آن است که مثل کوه يخ، سرعت و تندي كار را مجوي ، بلكه خوبي و برگزيده بودن آنرا سعي كن مردان شجاع فرصت مي آفرينند و ترسوها و ضعيفان منتظر فرصت مي نشينند قشنگ ترین لحظات زندگی ما روزی است که بتوانیم برای خودمان بهترین باشیم ؟ اما بهترین یعنی چه ؟ گاهی اوقات برای خوشبختی می جنگیم در حالیکه در کنارمان است ! چشمانی بسته داریم و روحی متلاطم از حس نداشتن ها ! می خواهیم زندگی کنیم ولی فقط زنده ایم ! پس کاش می شد معنی واقعی زندگی را بفهمیم. اقتدار دل شکسته به اندوهی ست که سروده نمی شود . اگر حلقه عشق از طلاست ، حلقه دوست از وفاست هر كودكي ، با اين پيام به دنيا مي آيد : ايمان داشتن يعنی دانستن اين که هر روز يک شروع و آغاز جديد است . حسادت ما به ديگران بيشتر از ديگران خودمان را نابود ميكند. مغرور نشو... هميشه به خاطر داشته باش هرگاه به قله رسيدی، همزمان دره ای عميق نيز در كنارش دهان باز خواهد...! شعاع اندیشه ی هرکس از دایره ی شخصیت او تجاوز نمی کند . بعضی از انسانهاپس از برداشتن اولین قدم در تولد، بقیه ی عمر را درجا از بردباری چوب دستی بساز و بدان تکیه کن. براى مردمان بزرگ، شرف برتر از زندگى است. باخودت صادق باش و نگران آنچه ديگران درباره ات فكر می كنند نباش. تعريفاتی را كه آنها از تو دارند نپذير,خودت خودت را تعريف كن. ديروز را سوزانديم براي امروز ؟ از لحظه به لحظه زندگی کردن گریزی نیست دوست حقیقی دارای سه ویژگی ست: -2 تملق نمی گوید و هر گاه لازم باشد حقیقت را می گوید آنچه امروز زندگی بدون عشق مرگ است آن که درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد باز از دیدگاه همگان بی سواد است اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند، صداقت است. آن که به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است . حواست رو جمع كن یه وقتی زنده ی نمیری آرزو ریشۀ حیات ماست اين هدف ها هستند كه تحقق می يابند، نه آرزوهای راكد وبی ثمر. خدايا تاپاكم نكردی خاكم نكن زندگی زيباست حتی اگر كور باشی خوش آهنگ است حتی اگر كر باشی مسحور كننده است حتی اگر فلج باشی . همه مردم برای بارش باران دعا كردن اما خبری نشد...!! آدمهای معتبر و با شخصیت کسانی هستند که در بودنشان سرشار از حضورند شر با شر خاموش نمی شود زمین , خورشید, ماه و همه سیارگان و ستارگان اگر تمامی عبادت ها را به طور کامل به جا آوریم كسي كه خداوند را در همه چيز مي بيند و خودش را در خداوند ، رازي كه پنهان خواهي ، با كسي در ميان مگذار اگر می خواهيد اقيانوسهای جديدی را کشف کنيد بايد اول شهامت ترک ساحل را داشته باشید. زندگی خیلی ساده است. ولی ما اصرار داریم که آنرا دشوار سازیم. بهترين کاری که می توانيم برای فقرا انجام دهيم آنست که يکی از آنها نباشيم. دوست مثل درشکه در روز بارانی کمیاب است . آفتاب به گياهي حرارت مي دهد كه سر از خاك بيرون آورده باشد وقتي شخصي گمان كرد كه ديگر احتياجي به پيشرفت ندارد، بايد تابوت خود را آماده كند روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگرجواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم ثروت واقعی ما شامل انچه داریم نمی شود معیار آزمودن هر انسانی ان است که هر کس باید تقدیر خود را دنبال کند خود را به فرد بهتری تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی،قبل از اینکه کس دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تورا بشناسد. دست هایی كه یاری می رسانند یا درست حرف بزن، یا عاقلانه سکوت کن. سعادت ديگران بخش مهمی از خوشبختی ماست . بايد بسيار مطالعه کنيد تا بدانيد که هيچ نمی دانيد . كتاب آموزگاری است كه بدون عصا و تازيانه ما را تربيت می كند. در مكانهاي آرام ، خرد گسترش مي يابد . هرگز اجازه ندهيد مشكلتان به بهانه تبديل شود . دنیا ، تصویر نگاه توست ، دیده ات را پاک گردان . [ جمعه بیستم اردیبهشت 1387 ] [ 22:42 ] [ بابک ]
اصول صحیح هدف گذاری هر سال قبل از اتمام امتحانات و شروع تعطیلات تابستانی، ش.برنامه های مختلفی را برای تابستان در نظر می گرفت و همیشه یکی از اهدافی که برای خود انتخاب می کرد، شرکت در کلاس های مختلف ورزشی،هنری و همچنین مسافرت و رفت و امد با دوستان خود در شهرستان بود که در طی ترم تحصیلی از انها دور مانده بود.با این حال،هر سال پس از تمام شدن تعطیلات متوجه می شد که هیچ یک از اهداف خود را اجرا نکرده است .او هر سال بیشتر به این نتیجه می رسید که انسان «بی اراده» و «ناتوانی» است که نمی تواند به هیچ یک از هدف های خود برسد. به همین دلیل، دیگر هدف و برنامه ای برای خود تنظیم نمی کند چون در عمل قادر به اجرای هیچ یک از هدف های خود نبوده است.
یکی از راههای مهم دست یابی به موفقیت،تعیین هدفهای مناسب برای زندگی خود است.تعیین هدف، راه رسیدن به موفقیت را به انسان نشان می دهد.انسانهای موفق، انسانهایی هستند که اهدف مناسبی برای خود تعیین کرده اند و در راه رسیدن به اهداف خود به درستی حرکت کرده اند.با این حال، هدف گذاری دارای فرآیند خاصی است که قابل یادگرفتن است و هر چه فرد در این راه تجربه و تمرین بیشتری داشته باشد،بر این توانایی مسلط تر و ماهر تر خواهد شد.تحقیقات و پژوهشهای مختلفی که در زمینه اهمیت هدف گذاری انجام شده است نشان می دهد، افرادی که هدف و به ویژه اهداف بزرگی در ذهن خود می پرورانند و از اصول صحیح هدف گذاری پیروی میکنند، بسیار موفق تر از کسانی هستند که یا هدفی برای خود تنظیم نمی کنند و یا هدفشان کوچک و ابتدایی است. برای آنکه بتوانید به اهداف زندگی خود دست یابید،در درجه ی اول هدفهای مناسب و شایسته ای تعیین کنید.به یاد داشته باشید: ادامه مطلب [ جمعه سی ام فروردین 1387 ] [ 2:19 ] [ بابک ]
تجسم خلاق «هر شکست یا موفقیتی از ذهن آغاز می شود» یکی از دروس ن. به صورت کنفرانس های دانشجویی در سر کلاس برگزار می شد. ن. هنگام ظاهر شدن جلوی جمع دچار اضطراب،خجالت و دست پاچگی می شد. زمانی که استاد،به آنان اعلام کرد که هر هفته یکی از دانشجویان باید مطلب خود را سر کلاس بصورت کنفرانس ارائه دهد، ن. مانند همیشه دچار اضطراب شدیدی شد. او دائما تصور می کرد که سر کلاس در حال ارائه ی کنفرانس خود است ولی به علت اضطراب شدیدی که دارد قادر به ارائه ی صحیح مطالب نیست،نفسش می گیرد، صدایش می لرزد، صورتش سرخ شده است و ... .بالاخره نوبت او فرا رسید،او با اضطرابی سنگین،آشفته پریشان ،روی سرخ و با صدایی که به زحمت شنیده می شد و با گفتاری بریده بریده کنفرانس خود را ارائه کرد و همان طور که انتظار می رفت به علت ارائه ی ضعیف مقاله، نمره ی خوبی نیز نگرفت. د. همیشه کارهایش با موفقیت انجام می شود. او هر بار که به اداره ای می رود کارهایش به راحتی پیش می رود حتی کارهای اداری پیچیده و مشکل. او راز موفقیت خود را این می داند که هیچ گاه به جنبه ی منفی قضیه فکر نمی کند.او هر باری که برای انجام کاری اقدام کند این ذهنیت را دارد که کارهایش انجام خواهد شد و فقط بر قسمت مثبت موضوع تمرکز می کند.او می گوید:«من اگر کارهایم با موفقیت پیش نرود تعجب میکنم».او به دوستان دیگر خود نیز توصیه می کند که قبل از انجام هر کاری هیچ گاه «نه» نیاورید بلکه با این ذهنیت پیش روید که کارتان به درستی پیش خواهد رفت.او معتقد است هر طوری که فکر کنید و هر چیزی که به ذهن خود آورید همان به واقعیت در خواهد آمد.بنابراین به جنبه ی مثبت قضیه تمرکز کنید تا همان حاصل شود. ادامه مطلب [ پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ] [ 15:13 ] [ بابک ]
رفتارهای اعتیاد گونه رفتارهای عادتی یا اعتیادگونه زمانی اتفاق می افتند که فعالیت،ماده،شی یا رفتار خاصی به فرد احساس لذت می دهد در نتیجه،شخص دچار اعتیاد،وابستگی یا دلمشغولی با آن می گردد.برخی محققان معتقداند که بین وابستگی جسمی به مواد شیمیایی مختلف مانند الکل و هروئین و وابستگی روان شناختی به فعالیتهایی همچون قمار،رابطه ی جنسی،کار،ورزش یا اختلالات خوردن،تشابهاتی وجود دارد.دلیل این تشابهات آن است که این فعالیتها احتمالا در مغز بتا-آندروفین تولید میکند که به احساس سرخوشی و ارزشمندی شخص می انجامد.در صورتی که فرد به این فعالیتها ادامه دهد،به تدریج به مواد شیمیایی مغز خودش معتاد می شود.بنابراین این رفتار تکرار میشود. ویژگیهای مشترک رفتارهای اعتیادآور ویژگیهای مشترک زیادی بین انواع رفتارهای اعتیاد آور وجود دارد.نخست اینکه فرد درباره ی شی،فعالیت،یا ماده ی خاصی دچار وسواس میشود مدام به آن فکر میکند و در جستوجوی رسیدن به آن است،که اغلب به عملکرد شغلی یا روابط بین فردی وی آسیب میزند.شخص بطور اجباری درگیر این فعالیت است و نمیتواند آن را متوقف سازد یا بعبارتی کنترلی بر این رفتار ندارد.با کنار گذاشتن این فعالیت،ماده یا رفتار مورد نظر ،علائم ترک از جمله تحریک پذیری ،ولع زیاد برای انجام فعالیت مورد نظر و بیقراری ظاهر میشود.فرد اغلب مشکلاتی را که ناشی از درگیر شدن با این فعالیت است،انکار میکند.افرادی که دچار رفتارهای عادتی یا اعتیادگونه هستند،معمولا عزت نفس پایینی دارند و چنانکه کنترلی بر محیط شان نداشته باشند،دچار اضطراب میشوند. انواع رفتارهای اعتیادآور: ۱.اعتیاد به داشتن روابط و عشق ورزی: اعتیاد به عشق و روابط،هنگامی روی میدهد که فرد دچار اشتغال ذهنی در برقراری ارتباط با فرد دیگری میشود و دیگر جوانب زندگی اش مورد غفلت قرار میگیرد.تمرکز،توجه و انرژی فرد فقط صرف موضوع عشق شده ،خانواده،دوستان و دیگر تعهد ات زندگی شخص فراموش می شوند.با وجود اینکه شخص از لحاظ منطقی متوجه آسیب ناشی از اشتغال ذهنی است ،اما حتی فکر کردن به اتمام رابطه نیز او را دچار حمله ی اضطراب میکند. زمانی که روابط پایان می یابد ،علائم ترک همچون اختلال خواب و اختلال خوردن ،آشفتگی،سردر گمی،گریه های مکرر و احساس شکست ،افسردگی و ناامیدی روی میدهند. اعتیاد به عشق عمدتا به دو شکل میتواند تظاهر یابد ،در نوع اول،اغلب روابط یکطرفه است.موضوع عشق (طرف مورد علاقه)،علاقه ای به این روابط ندارد یا حتی از آن آگاه نیست و با این حال فرد دیوانه وار عاشق اوست.این عشق عمدتا بر اساس تصورات و خیال پردازی است نه بر اساس روابط واقعی. این افراد در صورتیکه هیچ رابطه ای نداشته باشند،احساس خلا درونی ،ناامنی و اضطراب می کنند. برخی از این افراد از اینکه مدام در تعقیب و شکار طرف مقابل باشند، لذت میبرند. با این وجود،اگر فرد مورد علاقه نیز متقابلا به آنها علاقه مند شود،به سرعت علاقه شان از دست میدهند.این نوع افرار اغلب روابط متعددی را تجربه میکنند و هیچگاه کسی را نمی یابند که مناسب آنها باشد. در نوع دوم اعتیاد به عشق،دو نفر متقابلا عاشق هم شده به شدت به هم وابسته اند. این افراد به ندرت با دیگران تعامل دارند، می خواهند مالک یکدیگر باشند و نسبت به تعاملات طرف مقابل با دیگر افراد احساس حسادت می کنند.آنها زمان زیادی را با هم می گذرانند تا احساس امنیت کنند،اغلب اطرافیان را طرد می کنند و زمانی که از هم دور باشند ،مدام به فکر یکدیگرند. اگر ارتباط آنها به دلیل بروز تعارضات و مشکلات لطمه بخورد، هیچ کدام این توانایی را ندارند که از همدیگر جدا شوند. البته باید توجه داشت که برخی از ویژگیهای اعتیاد به عشق،در همه ی روابط صمیمانه قابل مشاهده است. با وجود این،زمانی که رابطه مخرب و آسیب زننده باشد و یکی از طرفین یا هر دو طرف تحت آزار جسمی یا روانی قرار گیرد و با این همه رابطه را پایان ندهد این نوع رابطه ،اعتیاد آور تلقی می شود. ادامه مطلب [ جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ] [ 0:30 ] [ بابک ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||